شمارهٔ ۷۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر ندانی تا قیامت راز ما
نقش کن بر لوح دل انداز ما
بی جگرتر از نگاه حیرتیم
بر زمین پر می کشد پرواز ما
ما امانتدار نقد وحدتیم
در دل عالم نگنجد راز ما
گر نداند دل توان معذور داشت
می گدازد در دل ما راز ما
از تغافل صید دلها می کند
شیوه ها دارد شکار انداز ما
بسته ایم از بیزبانی صف اسیر
سینه صافی ترک تیرانداز ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان راز و عمق احساسات انسانی پرداخته و به نوعی به روابط عاطفی و معنوی اشاره دارد. شاعر به حقیقتی برتر اشاره میکند که تا قیامت در دلها محفوظ است و نشان میدهد که حتی اگر دیگران نتوانند این راز را درک کنند، این احساسات همیشه وجود دارند و در دلها گدازنده هستند. همچنین اشاره به قدرت و زیبایی عشق و عواطف دارد که مانند شکارچیان به دلها نفوذ میکند و آنها را میگیرد. در نهایت، شاعر از محدودیتها و از خود بیزبانی ناشی از عشق و انتظار صحبت میکند.