نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صد زبان گر بهر عذر مدعا پیدا کنم

مدعایی را که نشناسم کجا پیدا کنم

می کنم پیوند با بیداد و خویشی با ستم

در دلت شاید به این تقریر جا پیدا کنم

در محبت خضر راهم گشته بخت واژگون

خویش را گم می کنم باشد تو را پیدا کنم

آشناییهای رسمی را ثمر بیگانگی است

می شوم بیگانه شاید آشنا پیدا کنم

همتم دست طلب را بشکند در آستین

گر ید بیضا به تأثیر دعا پیدا کنم

در سرکویش به مژگان خاک می روبم ا سیر

تا چو مهر آیینه از آن نقش پا پیدا کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی محبت و ارتباط عمیق با محبوبش می‌پردازد. او به این موضوع اشاره دارد که با وجود وجود دلایل و بهانه‌های مختلف، هنوز نمی‌تواند محبوبش را پیدا کند. تلاش او برای جستجو و ایجاد پیوند با عشق، با موانع و ستم‌ها همراه است. همچنین، شاعر از احساس تنهایی و بیگانگی در میان آشنایان صحبت می‌کند و به امید یافتن ارتباط واقعی و عمیق است. در نهایت، او به جستجو از طریق نشانه‌ها و یادگارهای محبوبش می‌پردازد و در می‌یابد که احساسی عمیق و معنوی را از این طریق تجربه خواهد کرد.