شمارهٔ ۷۸۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سیماب توشه سفر خواب کرده ایم
این رسم تازه ای است که ما باب کرده ایم
صید اثر هلاک خدنگ دعای ماست
یا رب کمان کیست که محراب کرده ایم
شبها به یاد روی تو سیماب اشک را
از گریه شبنم گل مهتاب کرده ایم
دور از تو غیر طعنه آرام می زند
غافل که ما چه با دل بیتاب کرده ایم
ما صید امتحان جفاییم چون اسیر
شمشیر را ز شرم شکست آب کرده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالت و احساس شاعر نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از سفر و سوختن در عشق میگوید و اشاره دارد که عواطف و اشکهایی که به یاد معشوق ریخته میشود، نمادی از عشق عمیق اوست. او همچنین به تنهایی و دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که دیگران نمیدانند چه حسی دارد. در نهایت، شاعر به امتحان و رنجهایی که از عشق میکشد، اشاره میکند و به شکلی از خجالت و سرافکندگی در برابر عشق میپردازد.