نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایم

وصف حال خود از آن سطر چلیپا خوانده ایم

دخل عالم نیست خرج یک پریشان را کفاف

دفتر ریگ روان و موج دریا خوانده ایم

آنکه هر دل را به رنگی می برد یک جلوه است

مردم از آیینه ما از سنگ خارا خوانده ایم

چون خط جانان نخواند ایم آیت خوبی اسیر

درس اوراق محبت را سراپا خوانده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان پیچیدگی‌های زندگی و احساسات خود می‌پردازد. او اشاره می‌کند که در عالم، چیزهای کوچک نمی‌توانند هزینه‌ی غم و اضطراب یک فرد را پوشش دهند. همچنین به تأثیرات زیبایی و جلوه‌های مختلف در زندگی اشاره کرده و مقایسه‌ای بین خود و دیگران می‌کند. در نهایت، به عشق و محبت اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که درس‌های محبت را به‌طور کامل یاد گرفته‌اند، حتی اگر خود زیبایی را نبینند.