نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لخت جگر پاره بر آه نفس افشان

دامان گل و لاله به پای قفس افشان

افسردگی از هستی ما دود برآورد

ای شعله گلابی به گریبان خس افشان

ای گریه بیا قافله سالار جنون باش

تخم اثر ناله به دشت جرس افشان

معراج طلب هست به مطلب نرسیدن

از پاس طلب دامن بر دسترس افشان

تا چند اسیر از غم لعل تو گدازد

یک قطره ازین باده به کام هوس افشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و دردناک را بیان می‌کند. شاعر از غم و افسردگی سخن می‌گوید و از تلاقی زیبایی و اندوه در زندگی یاد می‌کند. او به تناقض‌ها و مشکلاتی که در مسیر طلب و آرزوها وجود دارد اشاره می‌کند و از اشتیاق به تجربه خوشی‌ها و لذت‌ها سخن می‌گوید. در نهایت، دعوت به رهایی از غم و وصول به شادابی و عشق دارد.