شمارهٔ ۸۰۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
به هر دلبستگی مشکل گشایی می توان بردن
دل خونگرم من آیینه گبر و مسلمان است
ز خضر سینه صافی ره به جایی می توان بردن
بیابان عدم یک منزل نزدیک عرفان است
ز راه بی نشانی ره به جایی می توان بردن
به دام خاکساری همچو نقش پا سری دارم
به گردون از غبارم توتیایی می توان بردن
ندانم با که داری آشنایی اینقدر دانم
که هر جا می روی از من دعایی می توان بردن
مشو غافل اسیر از یاد آهوی نگاه او
کز آن بیگانه بوی آشنایی می توان بردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عمق احساسات انسانی و چگونگی ارتباط با دیگران و جهان است. شاعر به زیبایی میگوید که از دل انسانها میتوان بویی از وفا و محبت برداشت. او به قدرت دل گرم خود اشاره کرده و میگوید که میتوان با این دل، راهی به شناخت و عرفان یافت. همچنین شاعر به یادآوری دعا و ارتباط معنوی با دیگران اهمیت میدهد و هشدار میدهد که نباید از یاد محبوب غافل ماند، چرا که در وجود آن شخص، بوی آشنایی و عشق لطیفی نهفته است. شاعری با استفاده از تصاویر زیبا و عمیق، به جستجوی معنای زندگی و ارتباطات انسانی میپردازد.