شمارهٔ ۸۰۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بهانه را پر پرواز می توان کردن
به وضع هر دو جهان ناز می توان کردن
گل سحاب هوا را به دام سبزه کشید
شکار طالع ناساز می توان کردن
اگر نوازش ما ناز بر نمی تابد
نظاره غلط انداز می توان کردن
کلید ناله مستانه بی گشادی نیست
دری به روی دلی باز می توان کردن
غبار نیستیم در کمین ایمایی است
هنوزم از عدم آواز می توان کردن
کدام بلبل خوش نغمه را سرایم اسیر
طواف گلشن شیراز می توان کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و پرواز تخیل اشاره دارد و نشان میدهد که با هنر و ناز میتوان دنیا را تغییر داد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گل و سبزه به توصیف احساسات و خواستههای انسانی میپردازد. او بیان میکند که اگر نوازش و محبت به او نرسد، هنوز میتواند به اشکال دیگر بر احساسات خود تأثیر بگذارد. همچنین به جستجو برای زیبایی و لذت در زندگی اشاره دارد، بهویژه در مورد زیباییهای شیراز و خوشنوازی بلبل. شاعر تمایل دارد تا با الهام از طبیعت و احساسات، محدودیتها را کنار بزند و زندگی را به زیباترین شکل تجربه کند.