نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گه استغنا گهی رو دیده ام من

چها زآن طفل بدخو دیده ام من

نه از صیاد می ترسم نه از دام

نظر از چشم آهو دیده ام من

به بزمش فکر کار خود کن ای دل

که کار خویش یکرو دیده ام من

به باغ از رشک ننشینم که گل را

به او زانو به زانو دیده ام من

محبت بر محبت می فزاید

اثرها از خط او دیده ام من

ز نومیدی چرا ممنون نباشم

اسیر از چشم او رو دیده ام من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهنده احساسات شاعر در مورد عشق و زیبایی است. شاعر به دوگانگی و پیچیدگی عشق اشاره می‌کند و از دیدن زیبایی‌ها و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که نه از خطرها می‌ترسد و نه از سختی‌ها، زیرا عشق و زیبایی‌های آن را درک کرده است. همچنین به خودآگاهی و لزوم کار بر خود در زمینه عشق اشاره می‌کند و محبت را عاملی می‌داند که خود را افزایش می‌دهد. در نهایت، او از نومیدی نمی‌ترسد چون زیبایی چشم محبوبش را دیده و این امید را در دل دارد.