شمارهٔ ۸۲۲ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گر افسرده گر سرکش است آه من
جگر گوشه آتش است آه من
ز سودای او در به در گشته است
عزیز است و خواری کش است آه من
به دست جگر کرد صید اثر
خدنگ اثر ترکش است آه من
کند با دلم شعله نسبت درست
نسب نامه آتش است آه من
به یاد قدی می گدازم اسیر
عجب نیست گر سرکش است آه من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و درد ناشی از آن است. شاعر در حال بیان احساسات و رنجهایی است که به خاطر عشق و وابستگی اش به معشوق تجربه میکند. او خود را در حال افسردگی و یا سرکشی میبیند و یادآوری معشوقش، او را به آتش و شعلهای تبدیل میکند که از عشقش به وجود آمده است. در نهایت، این احساسات باعث میشود که او از زندگی و شرایط خود احساس خاری و اندوه کند، اما همزمان به عشق و زیبایی معشوقش نیز اشاره میکند.