نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او

غافل کسی که می شمرد غافلم از او

از برق یک نگاه دو حاصل برم زعمر

گردیده کام دیده و دل حاصلم از او

بندم ز ناله دست فلک از شکست دل

ترسم که حل شود بغلط مشکلم از او

آخر مرا به سیر بیابان برد اسیر

سیلاب اشک خویش که پا در گلم از او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از صبر و شکیبایی خود می‌گوید و می‌نویسد که کسی که به او توجه ندارد، خود را از او غافل کرده است. نگاه یک باریک می‌تواند دو نتیجه به بار آورد و دل و دیده‌اش را پر کند. همچنین، از دل شکسته‌اش ناله می‌کند و نگران است که مشکلش حل نشود. در نهایت، به یادآوری سیر خود در بیابان و اشک‌هایش اشاره دارد و می‌گوید که همه اینها به خاطر اوست.