نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم است و نور دیده خیالت در آینه

حور است و باغ خلد وصالت در آینه

نظاره نقشبند پریخانه گشته است

تا دیده جلوه خط و خالت در آینه

طوطی نگشتی آینه گر آه از این شعور

یک عمر سوده شد پر و بالت در آینه

غافل شدی ز حیرت و رفتی ز یاد خویش

با چشم خود چه بود جدالت در آینه

پیمانه گیر و سیر چمن کن که صبحدم

بر روی خویش واشده فالت در آینه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع عشق و زیبایی می‌پردازد و با استفاده از تصاویری از آینه و نور، احساسات و تصورات خود را بیان می‌کند. او به تصویر زیبای معشوق در آینه اشاره می‌کند و از جلوه‌های عشق و جنونش سخن می‌گوید. همچنین به واژه‌ها و چگونگی درک این زیبایی‌ها و هشدار از غفلت در عشق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر دعوت به لذت بردن از زندگی و زیبایی عشق دارد و به مفهوم فالن و نشانه‌های آمده از آنها توجه می‌کند.