شمارهٔ ۸۴۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ای
مزد چنگت که ندیدیم چنین ساخته ای
گر سلیمان دو عالم بشوی می رسدت
از شکست دل ما نقش نگین ساخته ای
ای که در زمزمه عربده دستی داری
صوت دل بردن ما در چه زمین ساخته ای
تا به کی پرسی و من گویم و باور نکنی
هیچ عیب دگرت نیست همین ساخته ای
ترک امید به عشق تو حلال است اسیر
با چنین شور به مفلس نمکین ساخته ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و نشان میدهد که شاعر عشق و دلبستگی عمیقی نسبت به او دارد. شاعر میگوید که از خنده و زیبایی معشوق به شدت متاثر شده و از او انتظار دارد که عشق را به خوبی احساس کند. او همچنین اشاره میکند که با وجود تمام آلام و شکستهایش، زیبایی معشوق او را تسلی میدهد و در نهایت میگوید که امیدوار به عشق این معشوق است، زیرا در قلبش شور و شوقی عمیق احساس میکند.