نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دارم ز کاوش مژه ات جان تازه ای

وز چاک سینه طرح گریبان تازه ای

شد حشر و از غرور به دادم نمی رسی

این ماجرا فتاده به دیوان تازه ای

دیرینه عندلیب گل داغ کهنه ام

کی می خورم فریب گلستان تازه ای

آتش پرست عشقم و از رغم کفر و دین

دارم ز هر نگاه تو ایمان تازه ای

در باغ دل اسیر ز تیغ نگاه او

گل کرده است زخم نمایان تازه ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عاطفی و عاشقانه است. شاعر از جذابیت و زیبایی معشوقش می‌گوید و تأثیر عمیق او بر جان و دلش را توصیف می‌کند. او به شعف و تازگی احساسات ناشی از نگاه معشوق اشاره دارد و همچنین به رنج و زخم‌های عاشقانه‌ای که از عشق به وجود آمده‌اند. در کل، شعر به بررسی احساسات عمیق و متضاد عشق می‌پردازد و نشان می‌دهد چطور عشق می‌تواند همدردی و همزمان شوق و زخم‌های جدیدی به وجود آورد.