نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز بی‌درد محبت حال اهل دل چه می‌پرسی

سراغ آب گوهر از نم ساحل چه می‌پرسی

ز دور افتادگی ره می‌توان بردن به کوی او

غرض گمراهیت گر نیست از منزل چه می‌پرسی

ز مغز عقل داری پنبه غفلت به گوش دل

خراش ناله زنجیر از عاقل چه می‌پرسی

همین آیینه تاب دیدن روی تو می‌آرد

حدیث خوبی خود از من بیدل چه می‌پرسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و احوال عاشقان و اهل دل می‌پردازد. شاعر از بی‌دردی و بی‌معلوماتی افرادی که درباره عشق و ارتباط با معشوق سؤال می‌کنند، انتقاد می‌کند. او اشاره می‌کند که برای رسیدن به معشوق تنها باید در جستجوی هدف واقعی بود و نه گمراهی. همچنین، به غفلت و نادانی درک عشق و معانی عمیق آن اشاره می‌کند و در نهایت، می‌گوید که زیبایی و خوبی معشوق، خود به‌وضوح نمایان است و نیازی به سؤال از دیگران نیست.