شمارهٔ ۸۵۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
و ما فیهما غیر جذب الوفا شیء
خوشا حال مجنون خوشا وادی حی
گذشتیم شبهای آدینه از جام
نصیحت تراشان دیرینه هی هی
چه قاصد که تا خامه ای می کنم سر
دلم صد خبر می رساند پیاپی
گل تازه و سرو گلزار روحند
خوشا نغمه دف خوشا ناله نی
بلای شب جمعه واگشته از سر
خماریم ساقی بده می بده می
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوال و احساسات عاشقانه است. گوینده از عشق و شیدایی خود سخن میگوید و به شادی و زیباییهای آن اشاره میکند. او از حال و روز مجنون و لذتهای وادی عشق سخن میگوید و همچنین از شبهای خوشی که به همراه دوستش گذرانده است. در این متن، گوینده به عشق و زیبایی گلها و نغمهها توجه دارد و از ساقی میخواهد که او را از مستی و خماری رها کند. بهطور کلی، شعر جوهر روحانیت و سرشار از احساساتی عمیق در مورد عشق و شیدایی است.