شمارهٔ ۸۶ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
فال رحمت میگشاید نامه اعمال ما
سرعت پرواز ما را پر گشودن غفلت است
ذره تا خورشید میخندد به استعلاج ما
بیخود از سیر جراحت خانه دل میرسیم
بوی گل مستانه میآید به استقبال ما
بی نیازی نسخه آمال ما را خوانده است
بهتر از فال دو عالم چون نیاید فال ما
در دل از یاد نگاه گرمی آیین بستهایم
دیده آیینه داغ اختر اقبال ما
شوق کامل را به صد زنجیر نتوان داشتن
میپرد گر بر دل خارا کشی تمثال ما
هر سر مژگان نوازشنامهای شد بیخبر
اینک از در میرسد پیک مبارک فال ما
نا امیدی کارش از مطلب روایی هم گذشت
خاطر ما بیش از این غافل مشو از حال ما
روز و شب را سنبل و گل در گریبان میکنیم
عید نوروز است از یاد تو ماه و سال ما
شیشهها بلبل شود جوش بهار عشرت است
خنده گل میچکد از جام مالامال ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احوال خوب و سرشار از خوشبختی انسانها میپردازد. شاعر از حال خوبی که در آن قرار دارد سخن میگوید و به فال خوب و رحمت اشاره میکند. او تاکید میکند که غفلت و بیخیالی نمیتواند مانع پیشرفت و پرواز انسانها شود. دل شاعر مملو از شوق و یاد محبوب است و او به استقبال بهار و خوشیها میشتابد. همچنین اشاره میشود که امید و شادابی در زندگی ضروری است و با یاد محبوب، ایام را به خوشی و گل و بلبل مبدل میکند. عید نوروز به عنوان نماد شادی و تازگی در پایان ذکر میشود.