نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دیده از جوش گریه دریایی

سینه از شور ناله صحرایی

بی سر و پا دویدگان تو را

دشت یک سینه داغ رسوایی

همه جا با ستمکشان تو را

مهر یک زخم ناشکیبایی

سوخت دور از تو جوش انجمنم

نتوان بود صید تنهایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات از شاعری احساسات عمیق و دردناک ناشی از دوری و تنهایی را بیان می‌کنند. شاعر از گریه و ناله‌ای که ناشی از فراق معشوق است سخن می‌گوید و به تلاطم درون خود اشاره می‌کند. او به بی‌پناهی و رسوایی در دشت‌های زندگی می‌پردازد و می‌نویسد که دوری از معشوق باعث سوزش و حسرت در جمع دوستانش شده و نمی‌تواند این تنهایی را تحمل کند. بالتقصیر عشق و افکارش به ستم و درد ختم می‌شود.