نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را

خدا اجری دهد در کشتن ما قاتل ما را

هوای معتدل کشت پریشان را نمی سازد

ز برقی پرورد هر لحظه دهقان حاصل ما را

غبار خاطر مقصد شود سعی فضول اینجا

ندارد هیچ کوشش اجر سعی کامل ما را

شد از عکس رخت آیینه ها دیوان حیرانی

چه خواهد شد بخوان یکبار احوال دل ما را

گداز موم بخشد سنگ را نقش نگین دل

به خاطر بگذران گاهی جنون کامل ما را

بود هر موج این دریای آتش نبض، توفانی

چه خواهد شد اگر طاقت نهد مدی دل ما را

لبش تبخاله سوز دانه کشت فنا گردد

اگر در خواب خوش بیند دمیدن حاصل ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دل‌مشغولی‌ها و احساسات عاشقانه و عاطفی شاعر می‌پردازد. شاعر از بیداد و درد درونی خود صحبت می‌کند و امید دارد که خداوند پاداش‌اش را به خاطر رنج‌هایی که متحمل شده است، بدهد. اشاره به طبیعت نیز وجود دارد و عنوان می‌کند که هوای ملایم نمی‌تواند حال پریشان او را تغییر دهد. شعر به شگفتی و حیرانی ناشی از زیبایی معشوق اشاره می‌کند و ناتوانی در دستیابی به آرامش و تبدیل درد به هنر را تجسم می‌بخشد. در نهایت، او در توصیف عشق و حسرت‌هایش، به نمودهای عمیق احساسات و تأثیرات آن بر زندگی‌اش می‌پردازد.