نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

درد عشق آشیانه دل ما

راز مجنون فسانه دل ما

نفسی از تو کی شود غافل

بیخودیها بهانه دل ما

رنگ از روی آه می دزدد

گریه بیخودانه دل ما

ناله شوخ ما چرا نشود

بلبل آشیانه دل ما

آه تعمیر جلوه اشکی

پرخراب است خانه دل ما

چاکهای جگر به گل خندید

بلبلی شد ترانه دل ما

گردش چشم مست را نازیم

یاد او شیره خانه دل ما

سجده شکر می کنیم اسیر

دل ما آستانه دل ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و دردناک عاشقانه اشاره دارد. شاعر از عشق و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید و دردی که این عشق به دلش می‌آورد را توصیف می‌کند. او بیان می‌کند که حتی با غفلت، عشق و یاد معشوق از دلش دور نمی‌شود و این احساسات ناخودآگاه در زندگی‌اش به عنوان بهانه‌ای وجود دارند. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت عشق اشاره کرده و می‌گوید که این احساسات حتی در غم و گریه نیز هنری زیبا ایجاد می‌کنند. در نهایت، او با شکرگزاری به اسارت دل در عشق اشاره می‌کند و دلش را آستانه‌ای برای معشوق می‌داند.