شمارهٔ ۹۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
جذبهها زین کوشش بیبال و پر دیدیم ما
کعبه و بتخانه را در یک سفر دیدیم ما
هجر ما آیینه وصل است و بعد آیین قُرب
هر قدر شد دور آن را بیشتر دیدیم ما
از غبار ما بهار چشم حیران میچکد
فیضها از همت اهل نظر دیدیم ما
وسعت جولان موری نیست در زیر فلک
عرصه کون و مکان را مختصر دیدیم ما
اشک ما آیینه میکارد به هرجا میرود
هرچه دیدیم از دل صاحبنظر دیدیم ما
هر قدر در پرده بودی هر قدر پنهان شدی
بیشتر از بیشتر از بیشتر دیدیم ما
چون توکل خضر ره شد کاهلیها سرعت است
منزل مقصود بیعزم سفر دیدیم ما
امتیاز قدر بیقدری فزون است از قیاس
ذره را از آسمانها بیشتر دیدیم ما
هرکجا وحدت بهار جوش یکرنگی نمود
آتش یاقوت در آب گهر دیدیم ما
ناامیدی سر به سر امید شد آخر اسیر
عاقبت زین نخل بیحاصل ثمر دیدیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان تجربیات عمیق و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از واکاوی خود در مواجهه با دنیای مادی و معنوی صحبت میکند و به تضادهای موجود اشاره دارد. او به اهمیت عشق و وصال، و همچنین به غم و دوری تأکید میکند و اشارهای به جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی دارد. با استفاده از تصاویری چون کعبه و بتخانه و مشاهدهٔ ت contradictions در زندگی، نشان میدهد که هر چه بیشتر تلاش کنیم تا حقیقت را بیابیم، به عمیقتر شدن درکمان از آن نزدیکتر میشویم. شعر همچنین به ناپایداری و عدم قطعیت در زندگی اشاره دارد و در نهایت از امید و امکان رشد و میوهدهی در شرایط سخت سخن میگوید.