نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در محبت از جنون امداد می خواهیم ما

دام داریم از خدا صیاد می خواهیم ما

در تمنای تو ناز صد گلستان می کشیم

خنده از گل جلوه از شمشاد می خواهیم ما

گرچه از چشمش نگاه گرم هم در آتش است

التفاتی هر چه باداباد می خواهیم ما

از نگاهی منصب آتش پرستی یافتیم

ای گرفتاران مبارکباد می خواهیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس عاشقانه و جنون ناشی از محبت صحبت می‌کند. او طلب می‌کند که از خداوند یاری بگیرد و در عشق خود، زیبایی و ناز را از معشوق جستجو می‌کند. با وجود این که عشق ممکن است درد و آتش به همراه داشته باشد، شاعر همچنان به محبت و التفات معشوق امیدوار است و این احساسات را به دیگران تبریک می‌گوید.