نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه غم دارد دل از اندیشه ما

نظر از سنگ دارد شیشه ما

چه شد گر بیستون الماس باشد

بود لخت دل ما تیشه ما

نمی‌دانیم رمز لن ترانی

چه می‌گوید تغافل پیشه ما

به صورت مور (و) در معنی چو شیریم

نیستان ناله‌ها‌، دل بیشه ما

چه شد نازک‌دلی اما غیوری

گدازد سنگ‌ها را شیشه ما

چه شد گر صورت از معنی ندانیم

سراسر حیرت است اندیشه ما

نمی‌ترسم اسیر از صرصر یأس

سرشک آمیخت در خون ریشه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق اندیشه و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر از غم و نگرانی دل می‌گوید و به تضاد میان ظاهر و باطن اشاره می‌کند. او به زیبایی و قدرت عشق و غم اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه دل‌های لطیف و حساسی مانند شیشه هستند که می‌توانند تحت فشار قرار بگیرند. همچنین، نکاتی درباره حیرت و جستجو برای درک معانی عمیق زندگی مطرح می‌شود. در نهایت، شاعر از یأس نمی‌هراسد و می‌گوید که عشق و احساساتش بخشی از وجود او هستند. این شعر به نوعی reflection از تلاش انسان برای درک و پذیرش احساسات و چالش‌های زندگی است.