شمارهٔ ۱۱۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل با خیال لعل تو پیوند کرده است
در جام زهر چاشنی قند کرده است
زاهد بگیر ساغر و مستانه برفشان
این دست را که سبحه عسس بند کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی دل به معشوق است. شاعر میگوید که دلش به خاطر عشق به معشوقش، خوشی و شیرینی را در زهر زندگی میبیند. او از زاهد میخواهد که مشروبات را در دست بگیرد و بیپروا بنوشد، زیرا او زنجیرهای دنیا و ریا را به دوش دارد. به طور کلی، شعر به تضاد بین عشق واقعی و زندگی خشک و بیروح زاهدانه اشاره دارد.