نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دل ز سودای کسی بی غم مباد

بی خیالت خاطرم خرم مباد

هر کجا ماندم ز پا دستم گرفت

سایه عشق از سر من کم مباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و وابستگی اشاره دارد. شاعر تأکید می‌کند که زندگی بدون عشق و یاد محبوب، غم‌انگیز و بی‌معناست. او می‌گوید هر جا که از پا بیرون می‌رود، عشق او را حمایت می‌کند و از اینکه سایه عشق از سرش دور شود، ابراز نگرانی می‌کند. در واقع، عشق برای او منبع شادی و آرامش است.