شمارهٔ ۲۰۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شهید خوی گرمش مهر را در کینه میپیچد
نگه در دیده میدوزد نفس در سینه میپیچد
عجب گر از خمارم صبح شنبه دیده بگشاید
ز بس در کلبهام دود شب آدینه میپیچد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به لحظات سنگین و تلخ زندگی اشاره میکند. او با توصیف احساسات خود، از عشق و کینه سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه این دو احساس در زندگی او گره خوردهاند. در بیت آخر، شاعر به وضعیت نابسامان زندگیاش و اثر غم و رنج بر او اشاره میکند و انتظارش از صبحی روشن را به تصویر میکشد.