نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نسیم بی نیازی کرد تا روشن چراغم را

هوای ناامیدی برد از سر کشت باغم را

ز گلشن می برد بی اختیارم دشت پیمایی

پریشان کرد زلف سایه سروی دماغم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از نسیم بی‌نیازی صحبت می‌کند که چراغ زندگی‌اش را روشن کرده و ناامیدی را از ذهنش دور کرده است. او به زیبایی باغش اشاره می‌کند و از حس و حال خوشی که آن نسیم به او داده، سخن می‌گوید. همچنین از طبیعت و زیبایی‌های آن لذت می‌برد و زلف سایه درخت سرو را به عنوان نماد زیبایی در احساسات خود معرفی می‌کند.