نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صبح شد ساقی بده جام می دیرینه را

تا بر افروزیم از این آتش چراغ سینه را

فصل گل تا از لب ساغر نگیری کام دل

از میان هفته بیرون کن شب آدینه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که جام می دیرینه را بدهد تا با نوشیدن آن نور قلب را روشن کنند. او به فصل گل اشاره دارد و می‌گوید که باید برای آرامش و لذت بردن از زندگی، از نوشیدن ساغر غافل نشوند و شب‌های آدینه را از میان روزهای هفته خارج کنند. به طور کلی، شاعر بر اهمیت لذت‌بردن از زندگی و شادی تأکید دارد.