شمارهٔ ۲۴۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
طوفان گریه گشتم و آبم نمی برد
با آنکه غیر دیده تنک ظرفی مرا
با توبه هم به بزم شرابم نمی برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس ناخوشی و سردرگمی خود را بیان میکند. او میگوید که حالش به قدری بد است که حتی نمیتواند بخوابد و در عوض، در طوفانی از گریه غرق شده است. همچنین با اینکه توبهاش او را به جایی بهتر نخواهد برد، به شدت احساس تنهایی و غم میکند. در کل، این ابیات نشاندهندهی درد و ناامیدی عمیق شاعر هستند.