شمارهٔ ۲۵۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دل افسرده هر خام جوش ما نمیداند
کسی تا می ننوشد نشئه صهبا نمیداند
زبان جور او را هیچ کس چون من نمیفهمد
بدآموز تمنا قدر استغنا نمیداند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به احساسات خودش اشاره میکند. او از دلی افسرده صحبت میکند که دیگران نمیتوانند درد او را درک کنند. تنها کسی که میتواند احساسش را بفهمد، خود اوست، و این درک عمیق مختص افرادی است که تجربههای مشابهی داشتهاند. شاعر همچنین به تمنا و خواستههایش اشاره میکند و میگوید که ارزش استغنا و بینیازی را کسی نمیداند، مگر خودش.