شمارهٔ ۲۷۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خدنگت مرا یار دیرینه بود
چراغ دل و آتش سینه بود
تو در مکتب حسن خواندی سبق
کتاب گلستانت آیینه بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از دوستی قدیمی و عمیق خود سخن میگوید که مانند چراغی در دل و آتش عشقی در سینهاش میدرخشد. او به یاد میآورد که این دوست در مکتب زیبایی و مهربانی درس عشق آموخته و کتاب گلستان او همچون آینهای است که زیباییها را منعکس میکند.