نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

دانه ای نمی کارم اشک آتشین دارم

حاصلی نمی خواهم برق خوشه چین دارم

محرم داو گشتم خجلت طبیبان بس

عذر ناله می خواهم درد دلنشین دارم

سرگذشته ای چون من در صف شهیدان نیست

گرد کوچه عشقم جا در آستین دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند. او از نداشتن کار و محصول سخن می‌گوید، ولی از وجود اشک و درد دل خبر می‌دهد. همچنین به خجالت از طبیبان و عذرخواهی اشاره می‌کند. سرگذشت او را بی‌نظیر می‌داند و عشق را در دامن خود احساس می‌کند. به طور کلی، این ابیات نشان‌دهنده‌ٔ عواطف و دردهای درونی شاعر است.