شمارهٔ ۳۱۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل نیستم که منتی از آرزو کشم
چون شعله می ز میکده آبرو کشم
داغم ز دست غیر و کشم از دل انتقام
بر جام لب گذارم و خون سبو کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات شاعر نشاندهنده حس درد و رنجی عمیق است. شاعر بیان میکند که دلش نمیخواهد به آرزوها و خواستهها وابسته شده و از کسی طلب کمک کند. او به نوعی در تلاش است تا با تحمل دردها و سختیها، از زندگی لذت ببرد. احساساتی چون انتقام از افرادی که به او آسیب رساندهاند نیز در این اشعار دیده میشود، و او میخواهد از تجربههای تلخ خود برای به دست آوردن آرامش بهره ببرد.