شمارهٔ ۳۲۰ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشق و شیدا و مست و لاابالی گشته ایم
همچو دل از یار پر در خویش خالی گشته ایم؟
زهد،مستی،می کشی تقوی و هستی نیستی
زینت هنگامه صاحب کمالی گشته ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از حال و احوال عاشقانه و شیدایی خود سخن میگوید. او و یارش عاشق و مست شدهاند و از ناامیدی و بیپروایی سخن میگوید. همچنین اشاره دارد که از تقوا و زندگی مادی خود فاصله گرفته و در حالت عشق به کمال و زیبایی رسیدهاند.