نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۹ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

نخورد به بزم مستان لب شیشه آب بی تو

به خزان تاک ماند قدح شراب بی تو

به کدام دل نسوزم چو ز بزم رخ بتابی

که شود ز آتش دل بط می کباب بی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به احساس تنهایی و دل‌تنگی ناشی از نبود محبوب می‌پردازد. او می‌گوید که بودن در جمع خوش‌گذران بدون محبوبش هیچ لذتی ندارد و شراب بی او مثل برگ‌های پاییزی بی‌فایده است. در نهایت، او به شعله‌های آتش دلش اشاره می‌کند که بدون محبوب، تبدیل به درد و عذاب می‌شود.