شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری! افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه
بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است
زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد
این عجب! نقطه خال تو به بالای لب است
یا رب! این نقطهٔ لب را که به بالا بنهاد؟
نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است
شحنه اندر عقب است و، من از آن میترسم
که لب لعل تو، آلوده به ماء العنب است
پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگ
که دمادم لب من بر لب بنت العنب است
منعم از عشق کند زاهد و، آگه نبود
شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است
گفتمش ای بت من، بوسه بده جان بستان
گفت: رو کاین سخن تو، نه بشرط ادب است
عشق آنست که از روی حقیقت باشد
هر که را عشق مجازیست حمال الحطب است
گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد
سودن چهره به خاک سر کویش سبب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره روزهداری و عشق است. گوینده در حال روزهداری است و افطارش را به لبهای لعل محبوبش نسبت میدهد. او روزهداری در ماه رمضان را مستحب میشمارد و به زلفهای محبوب خود اشاره میکند. در ادامه، به نکتههایی اشاره میکند که نشان میدهد عشق و محبت به محبوب، در کنار رعایت اصول و آداب لازم است. او میگوید که عشق حقیقی از صفا و حقیقت سرچشمه میگیرد و عشق مجازی تنها بار سنگینی بر دوش انسان است. در نهایت، گوینده به زیبایی و جذابیت محبوب خود میپردازد و به لذت بوسه و وصال اشاره میکند.