شمارهٔ ۱۶ - رخ زیبا شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
توتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست
عارفان را نقل مجلس نقل شکر خای تست
ما بتو محتاج و متضوّر، تو از ما بینیاز
مشکل ما احتیاج ما و استغنای تست
هر چه زان بالاتر استاد ازل خلقت نکرد
برتر و بالاتر از آن قامت و بالای تست
سر ز پا نشناختن در راه عشقت عیب نیست
قدر و قیمت آن سری دارد که خاک پای تست
هر کجا با خاطر دیگر توان مشغول کرد
یا توام در خاطری یا در سرم سودای تست
آن همه نقش بدیع روم و یونان قدیم
یک گل از باغ تو و یک قطره از دریای تست
دست من بر دامن تو، چشم من بر راه تو
خون من بر گردن تو، گوش من بر رای تست
هم دل و هم جان ما، هر یک صبوحی زان تو
بر سر و بر چشم ما، هر جا نشینی جای تست
شاهکاری هست هر صنعتگری را در جهان
شاهکار آفرینش، خلقت زیبای تست
مظهر حسنی به این غایت که این مفهوم عام
گفت نتوان معنی حسن است یا معنای تست
هم لطافت، هم صباحت، هم ملاحت، هم جمال
جملهٔ این چار در هر عضوی از اعضای تست
هم ید بیضای موسی، هم دم گرم مسیح
از لب لعل نگارین و رُخ زیبای تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوقه است و اشاره به اهمیت و ارزش او در زندگی عارفان و عاشقان دارد. شاعر بیان میکند که همهٔ زیباییها و هنرها در مقایسه با معشوق کمترین ارزش را دارند و حتی بزرگترین هنرمندان نیز نمیتوانند به کمال و زیبایی او نزدیک شوند. او میگوید که عاشق هر چیزی جز معشوق خود نیست و همهٔ فعالان و افکارش در اطراف عشق او میچرخد. در کل، این شعر تصویری از عشق عمیق و تقدیس معشوق را به نمایش میگذارد.