شمارهٔ ۱۴ - پریزاد شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا مرا عشق تو، ای خسرو خوبان به سر است
پند هفتاد و دو ملت به برم بیاثر است
نه من اندر طلبت بر در دیر و حرمم
هر که جویای جمال تو بود، دربدر است
مینماید که تو از خیل پریزادانی
کی به این دلبری و حسن و لطافت بشر است؟
واعظ از عشق رخت منع من زار کند
گرچه پندش پدرانه است ولی بیاثر است
دل مبندید به اوضاع جهان هیچ که من
آزمودم، همه اوضاع جهان بیثمر است
عاشق کوی تو از تیغ نگرداند روی
تیغ ابروی تو را جان صبوحی سپر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوقش سخن میگوید و بیان میکند که عشق او بر همه موارد دیگر غلبه دارد. او تأکید میکند که هر چه از پند و نصیحت دیگران دریافت کند، در برابر عشقش بیاثر است. شاعر به این نکته اشاره میکند که جستجوی معشوق، او را از در و دیوار حرمها و جایگاههای مقدس دور کرده است و عشق او فراتر از تمام زیباییهای دیگر است. در نهایت، عشق به محبوبش را مهمترین و ارزشمندترین چیز میداند و معتقد است که هیچ چیز در دنیا به اندازه عشق او، ارزش ندارد.