شمارهٔ ۱۵ - نیاز شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد
بر ناز خود بناز که نازت کشیدنی است
چشمت نظر ز لُطف به عاشق نمیکند
چون آهوی ختائی کارش رمیدنی است
از مشربت زلال لبست کام دل برآر
سرچشمهٔ حیات زلالت چشیدنی است
خوشدل مرا نمای بد شنامت ای حبیب
چون حرف تلخ از لب شیرین شنیدنی است
بر نقد جان دو بوسه ز لعل تو خواستم
گرچه گرانبهاست ولیکن خریدنی است
مانع مشو ز لعل لبت بوسه خواستم
هر شکرین لبی نمکین شد چشیدنی است
جز من هر آنکه دست صبوحی بتو فکند
قطعش نما ز دوش که دستش بریدنی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. گوینده از معشوق خود خواسته تا از ناز و کرشمههایش بکاهد، زیرا این ناز نیازمند توجه بیشتری است. او به نگاهی امیدوار است که از سوی معشوق به عاشق بیفتد و به نوعی از دوری و بیتوجهی ناراحت است. همچنین به لذتهای عشق و زیبایی لبهای معشوق اشاره میکند و بر ارزش و خواست بوسه از او تأکید میکند. مظهر عشق و زیباییهای زندگی در این اشعار به تصویر کشیده میشود و در نهایت به وضعیت کسانی که به نوشیدن شوق و عشق دل بستهاند، اشاره میکند. این اشعار همگی از احساسات عمیق و نازک به تصویر میکشد.