نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ - خاطره شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گل شکفت و آن گل رخسار یاد آمد مرا

سرو دیدم آن قد و رفتار، یاد آمد مرا

صبح، دیدم قطرِهٔ شبنم به روی برگ گل

زان لب و دندان گوهر بار، یاد آمد مرا

چون به طرف گلستان آمد سحر باد صبا

از نسیم روحبخش یار، یاد آمد مرا

روی گل دیدم، گریبان چاک کردم غنچه را

هر زمان کان سرو خوش‌رفتار، یاد آید مرا

شب صبوحی پیش اهل دل ز هامون می‌گذشت

زان دل دیوانهٔ افگار، یاد آمد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با توصیف زیبایی‌های طبیعت، به یاد معشوق و لحظات عاشقانه‌اش می‌افتد. گل و سرو نمادهای زیبایی و عشق هستند که به یاد او می‌آورند. صبحگاه با دیدن شبنم به یاد لب و دندان زیبای معشوق می‌افتد و با نسیم لطیف صبح هم‌چنان حس یادآوری آن یار در دلش زنده می‌شود. همچنین، او از عشقش به غنچه و زیبایی‌های گلستان سخن می‌گوید و در نهایت به حالت دیوانه‌وار دلش در شب صبوحی اشاره می‌کند که از ذهنش نمی‌رود.