نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ - تعبیر خواب شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خواب دیدم که همی خون ز کنارم می‌رفت

رفت تعبیر که از قلب فگارم می‌رفت

به هوای سر زلفین خم اندر خم او

از کف صبر و وفا رشتهٔ تارم می‌رفت

شام هجران تو، از اوّل شب تا به سحر

خون دل متصل از دیده قرارم می‌رفت

دوش می‌رفت چو جان از برم و از پی او

تاب و آرام دل و قلب فگارم می‌رفت

تا دم صبح، مرا از اثر فکر و خیال

چون حوادث سر شب تا بشمارم می‌رفت

آنکه در زندگیم پا به سر من ننهاد

کاش می‌مردم و از خاک مزارم می‌رفت

گر صبوحی مرا قدرت تقریر نبود

از سر کلک همی مشک تتارم می‌رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این خواب، راوی احساس می‌کند که خون و زندگی‌اش به تدریج از او می‌رود و این احساس ناشی از غم و فراق محبوبش است. او از شدت حسرت و درد در دل، صبر و وفایش به محبوب را از دست می‌دهد. شب‌هایی که او را دور از محبوبش تنها می‌گذراند، همانند جسمی بی‌جان و دلشکسته، سخت می‌گذرد. این احساس درد و اندوه او را به مرز نابودی می‌کشاند، به طوری که آرزو می‌کند کاش هرگز در زندگی‌اش او را نمی‌دید. خواب نشان‌دهنده‌ی عمیق‌ترین غم و افسردگی اوست که حتی نمی‌تواند احساساتش را به درستی بیان کند.