نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - سفر با او شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی شاهد و شمع و شکر و می، چه توان کرد؟

بی بربط و طنبور و دفّ و نی، چه توان کرد؟

سر کرد قدم در طلب او به ره عشق

این مرحله را گر نکنم طی، چه توان کرد؟

بردار یکی توشه که هنگام عزیمت

با داشتن جام جم و کی، چه توان کرد؟

امروز که از حاصل عشقت نزدم دم

فردا بتو گوید که کجا؟ هی! چه توان کرد؟

ای نخل خرامان برسی در ثمر آئی

باشد که بیاید ز قفا دی، چه توان کرد؟

با آن بت طنّاز در این شهر صبوحی

تا آنکه نسازی سفر از ری، چه توان کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و دغدغه‌های عشق می‌پردازد. او به ناکامی‌هایی که در عشق تجربه کرده اشاره می‌کند و می‌پرسد بدون عشق و ابزارهایی همچون شمع و ساز چه کاری می‌توان کرد. شاعر به شدت در پی محبوب خود است و می‌گوید اگر نتواند این عشق را تجربه کند، چه فایده‌ای دارد. او همچنین به یادآوری این نکته می‌پردازد که حتی با بهترین امکانات و داشته‌ها، وقتی عشق و احساس واقعی نباشد، هیچ چیز قابل قبول نیست. در نهایت شاعری به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و همواره در انتظار رسیدن اوست.