شمارهٔ ۳۰ - غوغای محشر شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه تنها بندهٔ بالای موزونت صنوبر شد
علم شد، سردوبان شد، نیشکر شد، نخل نوبر شد
نه تنها گل ز نرمی شرمگین شد پیش اندامت
کتان شد، پرنیان شد، حلّه شد، دیبای اخضر شد
نه تنها شور بر پا شد که دوش از بزم ما رفتی
بلا شد، فتنه شد، آشوب شد، غوغای محشر شد
نه تنها یاسمن شد سخرهٔ سیمین بنا گوشت
سمن شد، نسترن شد، لاله شد، نسرین صد پر شد
نه تنها مدّعی شد کامران از زلف پر چینت
صبا شد، شانه شد، مشّاطه شد، عنبرچهٔ زر شد
نه تنها شد صبوحی از غم هجران تو محزون
فغان شد، ناله شد، خونین جگر شد، دیده تر شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی وصف حالتی است که شاعر به خاطر جدا شدن معشوقش تجربه میکند. شاعر بیان میکند که نه تنها طبیعت و زیباییهای آن تحت تأثیر جدایی او قرار گرفتهاند، بلکه احساسات و عواطف او نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند. هر عنصر طبیعی مانند گل، کتان و نخل، و حتی واژههایی مثل صبا و صبوحی، به شکل غم و اندوه شاعر نسبت به معشوقش تبدیل میشوند. به طور کلی، شعر توصیفکننده شور و حزن شدید ناشی از دوری محبوب است.