شمارهٔ ۳۸ - تلخ و شیرین شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
گر ز درم آن مه دو هفته درآید
بخت جوان، وقت پیریم به سر آید
گر بر غلمان برند صفحهٔ رویش
حور بهشتی چو دیو در نظر آید
پای اگر مینهی، به دیدهٔ من نه
سرو خوش است از کنار جوی برآید
تلخ مگو، رخ ترش مکن که از آن لب
هر چه بگویی تو تلخ، چون شکر آید
در سفر عشق نیست غیر خطر هیچ
خوش بودم هرچه زین سفر به سر آید
میکشیام گه به سوی کعبه و گه دیر
چند صبوحی پَسِ تو دربهدر آید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. او میگوید که اگر معشوقهاش در خانهاش ظاهر شود، شانس و جوانیاش به سر میآید. زیبایی او، حتی اگر با غلمانها هم مقایسه شود، همچون حوریهای بهشتی در چشمش میرسد. شاعر به معشوقهاش میگوید که حق ندارد غمگین شود، زیرا لبهای او شیرینتر از شکر است. در مسیر عشق، خطرات و چالشها وجود دارد، ولی او از این سفر خوشحال است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که معشوق او را بین مکانهای مقدس (کعبه) و مکانهای غیر مقدس (دیر) میکشاند و او هر لحظه در جستجوی عشق و زیبایی است.