شمارهٔ ۳۹ - مژدۀ دیدار شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به گوشم مژدهای آمد که امشب یار میآید
به بالین سرم آن سرو خوشرفتار میآید
کبوتر وار، دل پر میزند در مجمر حسنش
چنان تسکین دلم کان آتشین رخسار میآید
همی در انتظارم، کی شود یارم ز در، داخل
به مهمانی برم با حشمت بسیار میآید
فضای این جهان از عطر گل پر گشته و گویا
نگار من همی با زلف عنبر بار میآید
مشو غمگین صبوحی گر دلت رفته است از دستت
چرا؟ گر میرود دل از کفت دلدار میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به انتظار آمدن یاری محبوب و دلانگیز خود اشاره میکند. او با شوق و اشتیاق به آمدن محبوب میاندیشد و بیان میکند که دلش به خاطر زیباییها و حضور او آرامش مییابد. همچنین شاعر از زیباییهای جهان و عطر گلها سخن میگوید و تأکید میکند که اگر دلش از دست رفته، نگران نباشد، زیرا حضور محبوبش در نهایت او را به آرامش میرساند.