شمارهٔ ۵۴ - سرخوشم شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش میکشد به سوی تو این عشق سرکشم
گر از جفا رقیب نسازد مشوّشم
گه خال دانه میکشدم گه کمند زلف
چون صید ناتوان ز جفا در کشاکشم
از آب چشم و آتش دل بی تو هر زمان
گاهی در آب غوطه ور و گه در آتشم
گر صد رهم رقیب کشد از جفا هنوز
من با امید وصل تو با باده سرخوشم
از سیل اشک و نالهٔ غم آه دردناک
سوزد درون و چهرهٔ از خون منقّشم
نبود متاع دیگرم اندر دیار عشق
ای وای اگر مدد نکند بخت سرکشم
جانا به وری و موی عزیزت که در جهان
یکدم خیال روی تو نبود فرامشم
گفتم که ناخوشم ز غم هجر و انتظار
گفتا خموش باش صبوحی که من خوشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عشق و دلتنگی پرداخته است. شاعر به سوی معشوقهاش میشتابد و از دشواریهای عشق و رقیب نگران است. او در میان اشک و آتش احساساتش در نوسان است و با وجود تمام سختیها، همچنان امید به وصال معشوقش دارد. شاعر حتی اگر رقیب او را آزار دهد، به خاطرههای معشوقش پناه میبرد و نمیتواند او را فراموش کند. در نهایت، او از غم انتظار به مینوشیدن و خوشی پناه میبرد.