نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ - جام جهان بین شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم

آهی از دل کشم و حلقهٔ ماتم شکنم

گر مراد دل من را ندهد این گردون

همه اوضاع جهان، یکسره در هم شکنم

باده از کاس سفالین خورم و از مستی

به یقین جام جهان بین به سر جم شکنم

گر شود رام دمی ساقی و می گیرم از او

ترک عقبی کنم و توبه دمادم شکنم

شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم

شهرت گریه یعقوب، مسلّم شکنم

سر شوریدهٔ خود، گر بنهم بر زانو

صبر ایّوب، از این شهره به عالم شکنم

بارها یار بدیدم به صبوحی می‌گفت

عزم دارم که ز هجرم قدت از غم شکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر در پی رهایی از غم و مشکلات زندگی است. او به دنبال راهی است تا از درد و اندوه خود رهایی یابد و می‌کوشد با نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی، به آرامش برسد. شاعر همچنین به توصیف یوسف گمگشته و به یاد یعقوب گریه می‌کند، و با اشاره به صبر ایوب می‌خواهد بر درد و رنج خود غلبه کند. به طور کلی، او در تلاش است تا با فراموشی غم‌ها و ناامیدی‌ها، خود را آزاد کند و به آرامش برسد.