شمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهان شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیم
تا بشکنیم توبه و سجّاده تر کنیم
یک جرعه در کشیم از آن داروی نشاط
چندین هزار وسوسه از سر به در کنیم
دل را بدست مطرب و معشوق میدهیم
فارغ ز فکر نیک و بد و خیر و شر کنیم
ما کیستیم و قوّت تدبیر ما کدام
تا ادعای دفع قضا و قدر کنیم
زاهد بما نصیحت بیهوده میدهد
کز باده بگذریم و ز ساقی حذر کنیم
با اختلاف مبدأ برهان ما و شیخ
این تجربت نباید بار دگر کنیم
یکباره راه زهد سپردیم و گم شدیم
بار دگر صبوحی از این ره گذر کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تکرار تجربههای زندگی و لذتجویی از دنیای مادی اشاره میکند. او از رفتن به کوچه رندان (مردم خوشگذران) سخن میگوید و قصد دارد تا توبه را بشکند و به شادی و نشاط برگردد. او با اشاره به اینکه چگونه دل را به دست مطرب و معشوق میسپارد، از بیفکری درباره نیکی و بدی آزاد میشود. شاعر به نقد زاهدان و نصیحتهای بیهوده آنها میپردازد و بیان میکند که این تلاشها برای دوری از لذتهای دنیوی بیفایده است. در نهایت، او با تکرار تجربیات خود به دنبال لذت بیشتر در زندگی است و میخواهد دوباره از شادی و خوشی بینصیب نماند.