شمارهٔ ۶۷ - تمنّا شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمن
کاکلت بسته صف از ملک حبش لشکر چین
در ختا و ختن ای خسرو خوبان جهان
چون تو شوخی نبود در همهٔ چین و ماچین
لب من با لب تو نرد به بوسی میباخت
لب لشکر شکنت گفت که بردی بر چین
خواستم جوهر هندو ز لبت بر چینم
لب تو گفت بچین، غمزهٔ تو گفت مچین
من از این چین و مچین، واله و شیدا چه کنم
سر زلف بت شکر شکنت برده ز چین
از گل روش صبوحی چه تمنّا داری
غنچه این لحظه تو از باغ وصالش برچین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر از زلف معشوق میگوید که همچون سنبل زیبا و دلبرانه، بر چمن سر زده است. او به زیبایی و شکوه معشوق در مقایسه با دیگران اشاره میکند و میگوید که هیچکس به پای او نمیرسد. شاعر همچنین از بوسه و عشق میان خود و معشوق سخن میگوید و به تمایلش برای چشیدن زیبایی او اشاره میکند. در نهایت، شاعر از غنایم عشق و زیبایی معشوق تمنا میکند. این شعر پر از تمثیلها و تصاویری است که به ابراز عشق و زیبایی مربوط میشود.