شمارهٔ ۶۸ - نکته به نکته، مو به مو شاطر عباس صبوحی
شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
فصل بهار شد، بیا تا به خُم آوریم رو،
کز سر شط خُم کِشیم آب طَرَب سبو سبو
گریه نمیدهد امان تا به تو من بیان کنم
قصهٔ جور زلف تو، نکته به نکته مو به مو
دعوی حسن میکند، چهرهٔ گل به گلستان
یار کجاست تا شود پیش حریف روبهرو
راندهٔ دیر و کعبهام، نیست به هر طرف نظر
چون نشود ستاره جو کوچه به کوچه، کو به کو
بوی عبیر زلف تو، در پس پرده خیال
کرده ز چشم تو نهان، غنچه مثال تو به تو
هان ز جفای دوستان رفته صبوحی غمین
چون نرود ز دست غم، خانه به خانه سو به سو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به استقبال بهار میرود و از زیباییهای آن میگوید. او از شوق و شادابی بهار برای نوشیدن شرابی از آب مینویسد و نمیتواند احساساتش را به محبوب خود منتقل کند. شاعر از غم دوری و فراق دوستانش گلایه دارد و به تصویر زلف محبوبش اشاره میکند که همچون غنچهای در خیال اوست. با حسرتی از زیباییهای گلستان و چهره محبوبش یاد میکند و در نهایت، از غم و اندوهی که در دل دارد سخن میگوید. در کل، شعر حال و هوای عشق، زیبایی طبیعت و غم فراق را به تصویر میکشد.