نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقه شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس صبوحی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

غمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه

دلم ز هجر شود پر ز خون، دقیقه دقیقه

هر آنچه خون به دلم شد ز اشتیاق جمالت

شد از دو دیدهٔ زارم برون، دقیقه دقیقه

هر آن دلی که به دام کمند زلف تو افتد

ز غم، فتد به سر او جنون دقیقه دقیقه

هلاک می‌شدم از تیر ناز او، به نگاهی

اگر لب تو نمی‌شد مصون، دقیقه دقیقه

چه فتنه‌ایست به چشم سیاهکار تو، ای مه؟

به یک نظر، کند عالم فسون، دقیقه دقیقه

که را شهید نمودی به رهگذار، که ریزد

ز تیغ ناز تو پیوسته خون، دقیقه دقیقه

ز ضرب تیشهٔ فرهاد و تیر غمزهٔ شیرین

هنوز ناله کشد بیستون، دقیقه دقیقه

پس از حکایت مجنون ز عشق و از غم لیلی

کسی ندیده چو من تا کنون دقیقه دقیقه

ز کلک نغز صبوحی شکر ز خامه بریزد

ز وصف آن لب یاقوت‌گون، دقیقه دقیقه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر غم و درد ناشی از دوری معشوق را به تصویر می‌کشد. او از لحظه به لحظه‌ی رنج و شوق به معشوق سخن می‌گوید و دلش را پر از خون و anguish توصیف می‌کند. شاعر می‌گوید که هر دلی که به زلف معشوق گرفتار شود، دچارت جنون و حسرتی عمیق می‌شود. او از زیبایی‌های معشوق و تاثیر نگاه‌هایش بر دل افراد می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او چنان قوی است که حتی داستان‌های عاشقانه‌ی معروف هم در برابر آن کم‌رنگ‌تر به نظر می‌رسند. همچنین، شاعر از لطافت لب‌های معشوق و تاثیری که بر دل و جانش می‌گذارد، به شیوایی یاد می‌کند.